| [ بستن ] |
|
شیعه پاسخ میدهد |
پیامبرپایه گذار تشیع از دیدگاه احادیث اهل سنت
بلاغ مبین به زبان پیامبر امین(ص)
سرآغاز نامه اعمال هر فرد باایمان دوستی علی ابن ابی طالب(ع)است.
هرکس دوست دارد که زندگانی او با زندگانی من هماهنگ باشد ومرگ وی مانند مرگ من باشد و در بهشت آراسته وجاودانی که مولای من بدست قدرت خود نشانده است مسکن گزیند باید علی(ع) را دوست بدارد و پس از من از او پیروی کند و دوست وی را نیز دوست بدارد و به امامان بعد از من اقتدا نماید زیرا ایشان عترت من هستند از سرشت من آفریده شده اند و از سرچشمه زلال فهم و علم کاملا بهره مند گشته اند.وای بر گروهی که فضیلت وبرتری آنها را تکذیب کرده رشته پیوستهء میان من و ایشان را قطع نمایند خداوند شفاعت مرا شامل آنان نفرماید.
خطیب بغدادی/کتاب تاریخ بغداد ج 4ص410 ابو نعیم اصفهانی/کتاب حلیه الائلیاءج1ص86
* * * * *
مفهوم واژه شیعه
"شیعه" از نظر لغت به معنی پیرو و انصار است و ریشهء آن از« مشایعت» به معنی اطاعت و پیروی کردن است . این واژه اختصاصأ در مورد افرادی به کار می رود که پیرو امیر مومنان علی(ع)و فرزندان معصوم آن حضرت هستند و به امامت آنها اعتقاد دارند تا آنجا که اگر واژه شیعه بدون قید وشرط اضافی به کار برده شود و قرینه ای در کار نباشد اذهان منحصرأ به این افراد معطوف می شود که قائل به امامت ائمه معصومین(ع) هستند.ازهری مینویسد شیعه گروهی هستند که به عترت پیامبر اکرم(ص)عشق می ورزند و ولایت آنها را پذیرفته اند.ابن خلدون در مقدمه العبر می نویسد شیعه از لحاظ لغوی به معنی یاران و پیروان است و در اصطلاح فقهاء ومتکلمین اعم از پسینیان و پیشینیان بر پیروان علی (ع) و فرزندانش اطلاق می گردد.(1)
ابو محمد حسن ابن موسی نوبختی که در قرن چهارم هجری می زیست در کتاب فرق الشیعه می نویسد:
اساس فرقه ها چهار فرقه اند:شیعه، معتزله، مرجعه و خوارج
شیعه فرقه علی ابن ابی طالب(ع) است که به نام شیعه علی(ع) در زمان پیامبر(ص)و پس از او نامیده می شدند و مشهور در دلبستگی کامل به علی(ع) و اعتقاد به امامت او هستند که از آنهاست مقدادبن اسود ،سلمان فارسی ،ابوذر غفاری ،عماربن یاسر و کسانی که مودت علی(ع) را دارا بوده اند.آنها اولین کسانی بودند که به نام تشیع در میان این امت نامیده شدند زیرا اسم تشیع در قدیم نام شیعه ابراهیم و موسی و عیسی و انبیاء دیگرصلوات الله علیهم اجمعین بود.
ابوحاتم سهل بن محمد سجستانی در کتاب الزینه می نویسد لفظ شیعه در زمان رسول خدا(ص) لقب چهار نفر از اصحاب بود:سلمان فارسی ،ابوذر غفاری ،مقدادبن اسود ،عماربن یاسر
برخی از نویسندگان نادان یا مغرض در گذشته و حال تشیع را مانند سایر مذاهب اسلامی نتیجه در گیریهای سیاسی دانسته اندو برخی آن را نتیجه بحثهای کلامی و درگیریهای فکری پنداشته اند آنگاه به جستجوی مبدأ ظهور آن در جامعه اسلامی برخاسته اند.ولی اگر آنها به دیدهء انصاف و تحقیق مینگریستند به خوبی در می یافتند که تشیع در زمان پیامبر اکرم (ص)پایه ریزی شد و در حقیقت مبدأ تاریخ تشیع همان مبدا تاریخ اسلام است و پیامبر اکرم از همان روز اول رسالت خویش بذر تشیع را در نهاد اسلام پاشیدند و تا هنگامیکه دعوت پروردگار را اجابت فرمودند پیوسته این نهال پاکیزه را آبیاری فرموده و پایه های آنرا مستحکم کردند.
هنگامی که آیه*وانذر عشیرتک الاقربین نازل شد نبی اکرم(ص)بنی هاشم را گرد آورد و به آنها هشدار داد و فرمود:« کدامیک از شما مرا یاری می دهد تا برادر ،وارث و وزیر من و بعد از من وصی و خلیفه و جانشینم در میان شما باشد.» هیچیک از حاضران به درخواست آن حضرت جز علی مرتضی(ع) پاسخ مثبت نداد.رسول خدا(ص) به آنها فرمود :« این علی(ع)برادر، وارث، وزیر وصی و جانشین من بعد از من در میان شماست به امر او گوش فرادهید و از او فرمان برید.»(2)
بنابر این دعوت به تشیع و پیروی از ابوالحسن علی(ع) از سوی صاحب رسالت همگام و همزمان با دعوت به شهادتین صورت گرفته است.
1-مقدمه ابن خلدون ص138
2-تاریخ طبری ج2ص319- تفسیر طبری جزء 19ص74- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جزء13ص210- الکامل فی تاریخ ج2ص62- لباب التاویل ج 4ص372- الدرالمنثور ج5ص97- الخصائص الکبری ج1ص123- کنزالعمال ج13ص114حدیث36371 و ص131حدیث36419- منتخب الکنزج5ص41- البایته و النهایه جزء3ص40- شواهدالتنزیل جزء1ص372حدیث514- تاریخ امیرالمومنین(ع)لابن عساکر ج1ص101حدیث138- حبیب السیر ج1جزء3ص309- عاقولی در الرصف ج1 فصل1ص41- دلائل النبوه جزء2فصل26ص364- قصص اعلام الاسلام ص6- سبل الهدا ج2باب6ص434- ثعلبی در الکشف و البیان ج3ص164- حلبی در انسان العیون ج1باب24ص285- حموینی در فرائدالسمطین ج1باب16 ص85 حدیث65- گنجی در کفایه الطالب باب51ص89- نسائی در خصائص امیرالمومنین(ع)ص86حدیث21- مسند احمدحنبل ج1ص159 و هیثمی در مجمع الزوائد ج8ص302.

پیامبر (ص) پایه گذار تشیع از دیدگاه احادیث اهل سنت
حدیث اول
خارزمی از جابر روایت کرده که جابر گفت:
ما در خدمت پیامبر(ص) بودیم که علی بن ابیطالب(ع) وارد شد، پیامبر خدا فر مود:«برادرم به سوی شما آمد» سپس رو به کعبه کرد و دستش را به کعبه زد و فرمود: ((والذی نفسی بیده ان هذا وشیعته هم الفائزون یوم القیامه ))قسم به کسی که جانم در دست اوست مسلما این( علی(ع) )و پیروان او رستگاران در روز قیامت هستند. سپس فرمود: « مسلمأ او اولین کسی است که از میان شما به من ایمان آورد،او وفادارترین شما به پیمان خداست، او قیام کننده ترین شما به امر خداست، او عادلترین شما در بین رعیت است،او بهترین تقسیم کننده بالسویه است، او با عظمت ترین شما نزد خداوند است».
مناقب خوارزمی ص۶۲- رواه السیوطی فی الدر المنثور ج۶ص۳۷۹(منشی)
حدیث دوم
پیامبر خدا (ص) به علی(ع) فرمود: « ای علی مسلمأ خدا تورا و ذریه٫ فرزندان٫ اهل٫ شیعیان و دوستاران شیعیانت را آمرزیده است».
الصوادق المحرقه
حدیث سوم
پیامبر خدا (ص) فرمود: « هنگامیکه روز قیامت بپا شود مردم به نام هایشان ونام مادرهایشان خوانده می شوند الا این (یعنی :علی(ع) ) وشیعیانش که آنها با نام هایشان و نام های پدرانشان خوانده می شوند زیرا ولادت آنها صحیح (وپاکیزه) بوده است».
مروج الذهب ج2ص51.
حدیث چهارم
پیامبر خدا (ص) (به علی(ع) ) فرمود: «تو اولین کسی هستی که از امت من وارد بهشت می شوی وشیعیان تو بر منبر هایی از نور قرار خواهند داشت در حالیکه شادمان وسپیدروی پیرامون من هستند من برای آنها شفاعت می کنم و آنها فردا در بهشت همسایه ی من هستند».
مجمع الزوائد ج9ص131- کفایه الطالب ص135
حدیث پنجم
پیامبر خدا (ص) فرمود: «من درختی هستم که فاطمه شاخه ی آن است و علی مایه ی باروری آن حسن و حسین میوه ی آن و شیعیان ما برگهای آن هستند اصل درخت در جنت عدن است و باقی آن در دیگر قسمتهای بهشت».
مستدرک حاکم جزء3ص160- تاریخ ابن عساکر ج4ص318- محب الدین در الریاض النضره ج2ص253- ابن الصباغ در الفصول المهمه ص11- الصفوری در نزهه المجالس ج2ص222
حدیث ششم
پیامبر خدا (ص) در خطبه ای فرمودند: « ای مردم هر کس ما اهل بیت را دشمن بدارد خدا در روز قیامت او را یهودی محشور می کند» جابر بن عبدالله گفت: ای پیغمبر خدا اگر چه روزه بگیرد و نماز بخواند؟ حضرت فرمود: «ولو اینکه روزه بگیرد و نماز بخواند و گمان کند که مسلمان است به سبب اسلام ریختن خون او منع شده و از او با ذلت جزیه گرفته نمی شود امت من در عالم طینت برایم مجسم شدند؟ صاحبان پرچمها بر من گذشتند ولی من (تنها) برای علی و شیعیانش طلب آمرزش کردم».
اخرجه الهیثمی فی مجمع الزوائد ج9ص172

چرا حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) به صورت کتبی نوشته هایی به امام علی (علیه السلام) ندادند تا بعد ازایشان به امامت برسند؟
دوران پیامبر گرامی اسلام دوران عجیبی بود و منافقان بسیار. در پاسخ به این سوال باید بگوییم:
1- اعلان رسمی کم تر از نوشته نیست. آن هم اعلانی که در آن(غدیر) بیش از 120000 نفر حضور داشته و آن را مکتوب کنند.
2- در صورت مکتوب شدن، از بین بردن آن برای مخالفین کاری نداشت. همانطور که:
-در ماجرای فدک نیز ابوبکر سند رسمی ای که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از پیامبر داشتند را پاره کرد و فدک را غصب کرد.
-حدود یک قرن منع حدیث بود و تمامی احادیث مکتوب سوزانده شد.
-در هنگامی که قرآن ها برای تهیه بهترین نسخه جمع آوری شدند، قرآنی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امر پیامبر جمع آوری کرده بودند را نپذیرفتند.
3- کتاب های تاریخی(سنی و شیعه) امامت حضرت علی(علیه السلام) را تأیید کرده اند و این خود یک سند است.
4- با این حال پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) در زمان شهادت خود، هنگامی که در بستر بیماری بودند فرمودند: «قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی بنویسم تا بعد از من اختلاف نکنید.» اما عمر گفت: «او تب دارد و هزیان می گوید.» و مانع آوردن کاغذ شد.
5- در آخر باید بگوییم که ماجرای غدیر آنقدر واضح بود که نیاز به اثبات آن نیست و در آن زمان مردمان نه به خاطر تردید در این امر، بلکه به خاطر کینه و حسادتی که نسبت به حضرت داشتند و یا ترس از حکومت وقت از زیر آن سر باز زدند.
6- با این حال بجهت اینکه نشان داده شود که ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از طرف خداوند است، لوحی آسمانی از جانب خداوند برای پیامبر آمد که در آن، ولایت امیرالمؤمنین و یازده امام دیگر پس از ایشان به صراحت بیان شده بود. «جابر» این لوح را در زمانی که به دست حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسیده بود، مشاهده کرد و از روی آن نسخه برداری کرد که متن آن هم اکنون موجود می باشد. خود لوح نیز در دست حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) می باشد. این حدیث، به نام حدیث لوح مشهور بوده و در کتاب اصول کافی موجود می باشد.
در ضمن می توانید برای کسب اطّلاعات بیشتر به کتاب های «الغدیر» و «شبهای پیشاور» مراجعه کنید.
![]()
پاسخ دوم: (قسمت دوم دلایل ازدواج موقت)
ضرورت ازدواج موقت
شریعت اسلام، شریعت جهانى و ابدى است. و از طرفی، همه ابعاد و نیازهاى زندگى فردى و اجتماعى انسان را مورد توجه قرار داده است. آیین اسلام براى آنکه بتواند به رسالت جهانی، جاویدان و همه جانبه خود جامه عمل بپوشاند شرایط غیرعادی، احکام و قوانین ویژه آنها را مقرر داشته است.
یکی از نیازهاى طبیعى انسان، نیاز به ازدواج است، این نیاز از نحوه آفرینش مرد و زن سرچشمه میگیرد. قرآن کریم، آن را از نشانههاى حکمت و قدرت الهى دانسته میفرماید: (و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فى ذلک لآیات لقوم یتفکّرون) (روم/ 21): در این آیه کریمه به برخی از آثار سازنده و اهداف حکیمانه ازدواج اشاره شده است. ازدواج کانونى گرم و سرشار از محبت و مودّت را بنیان مینهد و در سایه آن انسان به آرامش روحى دست مییابد و در نتیجه بهداشت روحى و روانى او تأمین میگردد.
ازدواج سبب ادامه یافتن نسل بشر و تشکیل جوامع بشرى میشود که منشأ تمدن و تکامل مادى و معنوى انسان میگردد: (و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفدة و رزقکم من الطیبات) (نحل/ 72): در کنار این اهداف و اغراض عقلانى و معنوی، غریزه جنسى انسان نیز به طریق مشروع ارضاء میگردد. و این، خود نتایج معنوى بزرگی را به دنبال دارد. بدین جهت است که پیامبر اکرم(ص) فرموده است «من تزویج فقد احرز نصف دینه». و نیز بدین جهت است که آن حضرت ازدواج را از محبوبترین امور دانسته است «ما بنى فى الاسلام بناء احب الى من التزویج».
اکنون اگر واقعبینانه به زندگى بشر و شرایط گوناگون آن بنگریم این حقیقت را مییابیم که نیازهاى بشر در مسئله ازدواج به گونهاى است که دو گونه ازدواج را طلب میکند.
یکی ازدواج دائمى و دیگرى ازدواج موقت، ازدواج دائمى براى شرایط عادى و معمولى زندگی، و ازدواج موقت براى شرایط غیرعادی، از قبیل سفر در مدتى طولانی، مواردى که در اثر جنگ و حوادث دیگر زنانى همسران خود را از دست میدهند، و از طرفى هزینه ازدواج دائمى و مشکلات دیگر مانع از چند همسرى میباشد. و مواردى مشابه آنچه بیان گردید وضعیت غیرعادى را در مسئله زناشویى بوجود میآورد. و از سویی، نیاز به ازدواج نیازى است طبیعى و اجتنابناپذیر، هرگاه از طریق ازدواج موقت، این مشکل چارهاندیشى نشود، روابط نامشروع جنسی، جامعه را به فساد و تباهى میکشاند.
شریعت مقدس اسلام، درست باتوجه به واقعیت مزبور در زندگى بشر، دو گونه از ازدواج دائمى و موقت را تشریع کرده است. درباره ازدواج دائمى فرموده است: (و ان خفتم ان لا تقسطوا فى الیتامى فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنى و ثلاث و رباع، فان خفتم الا تعدلوا فواحدة) (نساء/ 3): اگر از ازدواج با یتیمان از این جهت که مبادا با آنان به قسط رفتار نکنید بیمناکید، با زنان غیریتیم که مورد پسند شماست ازدواج کنید. دو همسر یا سه همسر یا چهار همسر میتوانید برگزینید، ولى اگر از اجراى عدالت میان آنها بیمناکید، به یک همسر بسنده کنید.
قرآن و ازدواج موقت
قرآن کریم درباره ازدواج موقت فرموده است: (فما استمتعتم به منهنّ فآتوهن أجورهن فریضة) (نساء/ 24): از هر زنى که به طور مشروع کام برگرفتید، آنچه را که در مقابل این کامجویى به عنوان مهر مقرر داشتهاید به او بپردازید. دلایل این که این آیه مربوط به ازدواج موقت است عبارتند از:
1ـ در آیات قبل از این آیه حکم ازدواج دائمى و حکم مهر آن به روشنى بیان شده است، و تکرار آن بلا وجه است.
2ـ در ازدواج دائمى به مجرد اجراى صیغه عقد ازدواج، مهر بر عهده شوهر واجب میشود پرداخت نصف آن قبل از آمیزش (در صورت مطالبه همسر) واجب است در حالى که در این آیه وجوب آن بر استمتاع و کامجویى شوهر از همسر خویش مترتب شده است.
سنت و ازدواج موقت
3ـ گذشته از روایات اهل بیت(ع) که آن را به ازدواج موقت (متعه) تفسیر کردهاند.[31] در احادیث اهل سنت نیز این تفسیر از عدهاى از صحابه و تابعین روایت شده است. ابن عباس، أبى بن کعب و سعید بن جبیر و سدّى آیه را چنین قرائت میکردند: (فما استمتعتم به منهن الى أجل مسمّى فآتوهن أجورهن فریضة)[32] و مجاهد نیز گفته است: این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است.[33]
فخرالدین رازی، پس از ذکر قرائت أبى بن کعب و ابن عباس گفته است: «مسلمانان اینگونه قرائت را بر آن دو انکار نکردند. از این جا به دست میآید که درستى این قرائت مورد قبول همه مسلمانان و اجماعى بوده است، در نتیجه مشروعیت ازدواج موقت مورد اجماع مسلمانان بوده است.[34]
احکام و خصوصیات
ازدواج موقت در چند حکم با ازدواج دائمى یکسان است که عبارتند از:
1ـ موانع ازدواج (محرمات النکاح)
2ـ شرایط لازم به هنگام عقد ازدواج مانند در عدّه نبودن زن
3ـ اجراى صیغه مخصوص ازدواج
4ـ لزوم مهریه
5ـ احکام مربوط به فرزندان و خویشاوندان
6ـ احکام مربوط به ارث فرزندان از پدر و مادر و بالعکس
7ـ لزوم عدّه پس از پایان ازدواج براى زن
تفاوتهای ازدواج موقت با ازدواج دائمى در امور ذیل است:
الف: در ازدواج موقت زن و شوهر از یکدیگر ارث نمیبرند.
ب: در ازدواج موقت نفقه زن بر شوهر واجب نیست.
ج: در ازدواج موقت زن حق قسم (همخوابگى با شوهر) ندارد.
د: در ازدواج موقت مرد حق عزل دارد.
ه: در ازدواج موقت با پایان یافتن مدت ازدواج فسخ میگردد و اجراى صیغه طلاق لازم نیست.
و: پارهاى از تفاوتهاى دیگر که درکتب فقه بیان شده است.
در هر حال، ازدواج موقت با ازدواج دائمى تفاوت ماهوى ندارد، و هر دو از اقسام نکاح شرعی به شمار میروند و در بسیارى از احکام ازدواج یکسانند.
اگرچه هر یک احکام ویژهاى نیز دارند. روشن است که داشتن احکام ویژه سبب تباین ماهوى و نوعى آن دو نخواهد بود. چنان که در دیگر احکام شرعى نیز چنین است، مثلا هبه معوضه و غیرمعوضه، و هبه به خویشاوند و غیرخویشاوند احکام ویژهاى دارند، ولى همگى از اقسام یک نوع حکم شرعى به شمار میروند که هبه نام دارد.
فرضیه نسخ ازدواج موقت
از مطالب پیشین روشن شد که در اصل مشروعیت ازدواج موقت تردیدى نیست، و این مطلب مورد اجماع مسلمانان است، لیکن علماى اهل سنت مدعى نسخ آن شدهاند و در این مورد برخی از آیات و نیز احادیثى که در صحاح و مسانید آنان روایت شده، استناد کردهاند.
فرضیه نسخ در قرآن
برخی، آیه (و الذین لفروجهم حافظون الى على ازواجهم او ما ملکت أیمانهم فإنهم غیر ملمومین * فمن ابتغى وراء ذلک فاولئک هم العادون) (نساء/ 34) دانستهاند. به این بیان که در این آیه ارتباط مشروع زناشویى در دو مورد منحصر شده است، یکى ازدواج، و دیگرى ملک یمین، و متعه (ازدواج موقت) از هیچ یک از دو قسم یاد شده نیست، این که از قسم ملک یمین نیست، روشن است، و این که از قسم ازدواج نیست، زیرا نفقه، ارث و قسم (حق همخوابگی) که از احکام ازدواج است، در آن نیست.
پاسخ این است که اولاً: ازدواج موقت از نظر ماهیت با ازدواج دائمى تفاوت ندارد، این دو از ازدواج پارهاى از احکام مشترک دارند، و پارهاى احکام مخصوص. تفصیل این مطلب پیش از این گذشت.
ثانیاً: آیه سوره مؤمنون از آیات مکى است، در حالى که آیه مربوط به ازدواج موقت از آیات مدنى است. حکم ازدواج موقت به اجماع مسلمانان در مدینه نازل شده است. در حالى که ناسخ باید از نظر زمان پس از منسوخ باشد.
عجیب این است که هرگاه به آنان گفته شود: چرا آیه مؤمنون ناسخ ازدواج با کنیزان که در سوره نساء آمده است نیست. آنجا که فرموده است: (فمن لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات فما ملکت ایمانکم من فتیاتکم المؤمنات) (نساء/ 25).
پاسخ میدهند، آیه مؤمنون مکى است، ولى آیه مربوط به نکاح الاماء (ازدواج با کنیزان) مدنى است، و مکى نمیتواند ناسخ مدنى باشد. ولى این مطلب را در مورد متعةالنساء (ازدواج موقت) فراموش میکنند.[35]
فرضیه نسخ در روایات
درباره نسخ ازدواج موقت توسط روایات چند نکته را یادآور میشویم:
1ـ برخى از روایت نسخ گفته شده است، این حکم به شرایط اضطرارى اختصاص داشته است، و با برطرف شدن آن شرایط، حکم مزبور نیز نسخ گردیده است.[36] در این صورت این سؤال مطرح میشود که احکام اضطرارى تابع شرایط اضطراریاند، و شرایط اضطرارى به زمان پیامبر(ص) اختصاص نداشته است. چنان که مثلا حلیت أکل میته در شرایط اضطراری، به زمان صدر اسلام اختصاص نداشته، و همیشه در شرایط اضطرارى جایز خواهد بود.
2ـ در مقابل این دسته از روایات دیگرى وجود دارد که بر بقاى ازدواج موقت تا وقتى که عمر از آن نهى کرد، دلالت دارند. این مطلب را مسلم به چند طریق از جابر بن عبدالله انصارى روایت کرده است.[37]
3ـ با این که روایات نسخ بیانگر یک واقعهاند، در آنها اختلافات و تعارضهاى بسیارى وجود دارد که موجب قدح و وهن آنها میگردد از نظر زمان و تاریخ اباحه و نسخ اختلافات ذیل به چشم میخورد:
الف: سال فتح مکه، ب: سال فتح خیبر، ج: حجة الوداع، د: تبوک.[38]
مقتضای این اقوال این است که یک حکم در فاصله چند سال، چند بار تشریع و نسخ شده باشد. این روش نه در اسلام سابقه دارد، و نه با علم و حکمت الهى سازگار است.
نکته قابل تأمل دیگر این است که بسیارى از این روایات از سبرةبن معبد جهنى نقل شده است. وى ماجراى ازدواج موقت خود را نقل کرده است، در این نقل نیز تفاوتها و تعارضهای بسیارى به چشم میخورد. گاهى گفته شده است وى با پسرعمویش همراه بودند، و درباره ازدواج موقت با زنى گفتگو کردند. و او ازدواج با سبرة را برگزید، زیرا وى خوشسیما بود و ردایى گرانبها بر دوش داشت. و گاهى گفته شده است، او خوشسیما بود ولى ردایی کهنه داشت اما پسر عمویش بدمنظر بود ولى ردایى گرانبها داشت. و گاهى گفته شده است، آن زن ازدواج با پسر عموى سبره را انتخاب کرد. گاهى گفته شده است، فردى که با سبرة همراه بود از قبیله بنى سلیم بود نه از قبیله جهینه. گاهى نقد شده است سبره مهر ازدواج موقت خود را یک برد قرار داد، و در نقل دیگر آمده است که وى با دو بُرد ازدواج کرد. روشن است که با وجود چنین اختلافات و تعارضهایى روایات نسخ از چنان اعتبارى برخوردار نیستند که بتوان آنها را ناسخ حکم قطعى قرار داد. به ویژه آن که با روایات دال بر عدم نسخ نیز معارضه دارند.
4ـ از ابن عباس روایت شده که گفته است: «ما کانت المتعة الا رحمة رحم الله بها اُمّة محمد(ص) لولا نهیه (یعنى عمر) عنها ما احتاج الى الزناء الا شفی»[39] مفاد این روایت این است که متعه توسط پیامبر(ص) نسخ نشده است، بلکه عمر از آن نهى کرده است. این حدیث مؤید حدیث جابر است که پیش از این نقل گردید.
5ـ طبرى و ثعلبى در تفسیر آیه (فما استمتعتم به منّهن) (نساء/ 24) یعنى آیه مربوط به ازدواج موقت از علی(ع) روایت کردهاند که فرمود: «لولا انّ عمر نهى عن المتعة مازنى الاّ شقی»[40] این مطلب از آن حضرت از ائمه اهل بیت(ع) به صورت متواتر نقل شده است. این روایت نیز مؤید حدیث جابر در عدم نسخ ازدواج موقت توسط پیامبر اکرم(ص) میباشد.
6ـ این جمله از خلیفه دوم مشهور است که گفته است: «متعتان کانتا على عهد رسول الله(ص) و أنا انهى عنهما و أعاقب علیها: متعة الحج و متعة النساء»[41] این سخن به روشنی بر این مطلب دلالت میکنند که ازدواج موقت در زمان پیامبر(ص) نسخ نشده است، و عمر از آن نهى کرده است.
سخنی از فخرالدین رازی
فخرالدین رازى این نقل را مسلم دانسته و از آن بر منسوخ بودن ازدواج موقت استدلال کرده و گفته است: «خلیفه این سخن را در حضور صحابه پیامبر(ص) و آشکارا بیان کرده است. در این صورت نمیتوان گفت مقصود او این بوده که متعه همچنان بر مشروعیت خود باقى است. ولى من اجازه نمیدهم به آن عمل شود. چون این معنا موجب کفر خلیفه، و نیز کفر دیگر صحابه است که با او مخالفت نکردند. پس باید گفت: مقصود او این بوده است که اگرچه متعه در زمان پیامبر(ص) مباح و مشروع بود، ولى من میدانم که پیامبر اکرم(ص) آن را نسخ کرده است، بدین جهت اجازه انجام آن را نخواهم داد.»[42]
یادآور میشویم در این جا احتمال دیگرى وجود دارد و آن اینکه نهى خلیفه از دو متعه حج و ازدواج موقت، مسند به نسخ آن توسط پیامبر(ص) نبود، بلکه مستند به اجتهاد شخصى خود او بود. یعنى استنباط او این بود که این دو متعه به خاطر پارهاى مصالح در زمان پیامبر(ص) تشریع شد، ولى از نظر او آن مصالح در زمان وى وجود نداشت، بدین جهت آن را ممنوع کرد. بر پایه این وجه، خواه این اجتهاد را درست بدانیم یا نادرست، نه تکفیر خلیفه لازم میآید و نه تکفیر دیگر صحابه پیامبر(ص)، در این صورت بر مجتهدان اهل سنت است که مصالح و مفاسد امور را بسنجد و درباره نهى خلیفه تصمیم بگیرند. چنانکه درباره متعه حج به نهى خلیفه عمل نمیشود، الزامى بر پایبندى به نهى او درباره متعةالنساء (ازدواج موقت) هم وجود ندارد.
به عبارت دیگر، نهى خلیفه از ازدواج موقت، نهى دینى نبوده، بلکه نهى مدنى و سیاسی بوده است. یعنى او به عنوان خلیفه و حاکم اسلامى در آن زمان ازدواج موقت را به صلاح امت اسلامى نمیدیده است، بدین جهت از آن نهى کرده است. ولى برخى از محدثان سطحینگر از درک این مطلب ناتوان بودند. و از سوى دیگر میخواستند براى فعل خلیفه محمل درست شرعى پیدا کنند، مسئله نسخ را مطرح کردند و گرفتار این همه تهافت و تعارض در کلام خویش شدند.[43] پاسخ به شبهات
مخالفان ازدواج موقت شبهاتى را مطرح کردهاند که غالبا ناشى از نداشتن تصویر و آگاهى صحیح از ازدواج موقت یا برخى پیشداوریها و ذهنیتهاى اشتباه در این باره است. در این جا برخى را مطرح کرده به آنها پاسخ میدهیم:
1ـ هدف از ازدواج تشکیل خانواده و تولید نسل است. این هدف از ازدواج دائمى حاصل میشود، نه از ازدواج موقت که هدف آن ارضاى غریزه جنسى است.[44]
پاسخ: در این که یکى از اهداف حکیمانه ازدواج تولید نسل و تشکیل نهاد خانواده است، تردیدى نیست، وى این یگانه هدف ازدواج محسوب نمیشود، ارضاء غریزه جنسى از طریق مشروع و جلوگیرى از انحراف و فساد در جامعه بشرى و تأمین بهداشت روحى و سلامت اخلاقى نیز از دیگر اهداف مهم ازدواج است. هرگاه شرایط به گونهاى نیست که بتوان از طریق ازدواج دائمى این هدف را تحصیل کرد، ازدواج موقت یگانه راه معقول و مشروع آن خواهد بود. گذشته از این، چه بسا کسانى به انگیزه توالد و تناسل دست به ازدواج موقت میزنند، و نه صرفا به قصد ارضاى مشروع و غریزه جنسی، زیرا چنان که گفته شد، احکام مربوط به توالد و تناسل در هر دو ازدواج یکسان است.
2ـ ازدواج موقت با کرامت و شرافت زن منافات دارد، زیرا نوعى کرایه دادن انسان و جواز انسان فروشى است، کرامت زن اجازه نمیدهد که در مقابل گرفتن وجهى از مرد خود را در اختیار او قرار دهد.
پاسخ:
چنان که گفته شد، ازدواج موقت از نظر ماهیت با ازدواج دائمى تفاوتى ندارد، و آنچه زن از مرد میگیرد. مهریه به شمار میرود. در هر دو ازدواج مرد حق استمتاع از همسر خود را دارد، و در مقابل پرداخت مهریه به زن بر او واجب است. عقد ازدواج ـ اعم از دائمى و موقت ـ نوعى داد و ستد مالى و اجاره نیست، بلکه پیمانى است مقدس که بر اساس انگیزهاى معقول و مشروع میان زن و شوهر برقرار میشود، و پرداخت مهریه از احکام شرعى آن است. شگفتآور این است که کسانى که چنین ایرادى را بر ازدواج موقت میگیرند، بهرهکشیهاى شیطانى و شهوانى که در دنیاى جدید از زن میشود را از مظاهر تمدن و انسانیت میشمارند.
کیست که نداند امروز در جهان غرب، زیبایى زن، آواز زن، هنر و ابتکار زن، جسم و روان زن و بالاخره شخیت زن، وسیلهاى ناچیز در خدمت سرمایهدارى اروپا و امریکاست. چگونه است که اگر زنى با شرایط آزاد با یک مرد به طور موقت ازدواج کند، بر خلاف شرافت و کرامت زن اقدام کرده است، ولى اگر زنى در یک عروسى یا شبنشینى و مجلسى لهو و لعب در مقابل چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاى تمایلات جنسى آنها هزار و یک حرکت نمایشى را انجام دهد، و حنجره خود را پاره کند، تا مزد معینى دریافت کند، برخلاف کرامت و شرافت زن عمل نکرده است!؟[45]
3ـ ازدواج موقت سبب بوجود آمدن فرزندانى میشود که از پناهگاه امن خانواده محرومند، و در نتیجه، به خیل فرزندان ولگرد و بیپناه میپیوندند، و سرانجام دست به بزهکارى و انحراف میزنند.
پاسخ:
اگر چه در ازدواج موقت توالد و تناسل ممنوع نیست، ولى تفاوت، آن با ازدواج دائمى این است، که مرد و زن بدون رضایت دیگرى میتواند از آن جلوگیرى کند، این حکم ویژه راه مناسبى براى جلوگیرى از بحرانى است که در اشکال مطرح شده است، گذشته از این، آنچه منشأ پدید آمدن نابسامانیهاى اجتماعى و اخلاقى در مورد فرزندان بیپناه است، مسئولیتناپذیرى والدین است، و در این باره فرقى میان ازدواج موقت و دائمى وجود ندارد. هرگاه والدین، افرادى مسئولیتپذیر و آگاه باشند، در تربیت و مراقبت فرزندان خود کوتاهى نخواهند کرد، و نابسامانیهاى مزبور رخ نخواهد داد.
4ـ ازدواج موقت سبب میشود که با گذشت زمان، پدران و مادران، فرزندان خود را نشناسند، برادران و خواهران یکدیگر را نشناسند و در نتیجه، چه بسا پدر و مادرى با فرزند خود ازدواج کنند، و یا برادر و خواهرى با یکدیگر ازدواج نمایند.
پاسخ:
ازدواج موقت به هیچ وجه با آنچه گفته شد ملازمه ندارد، مشکل مزبور ناشى از سهلانگارى پدران و مادران است، هرگاه آنان مطالب مربوط به زندگى زناشویى خود را ـ خواه موقت باشد یا دائمى ـ با دقت ضبط و ثبت نمایند، هیچگاه مشکل یاد شده پدید نخواهد آمد.
سوءاستفاده ممنوع
با کمال تأسف باید اذعان کرد که ازدواج موقت ـ بسان قانون تعدد زوجات و نظایر آن ـ توسط برخى از مردان و زنان مسلمان مورد بیحرمتى قرار گرفته است. مردان و زنان هوسباز، فلسفه و حکمت این قانون مهم و ضرورى اسلامى را زیر پا گذاشته، و صرفا براى کامجویی و هوسرانى به آن عمل کردهاند. این سوءاستفاده از ازدواج موقت سوژه در دست مخالفان داده است تا آن را به عنوان امرى مستهجن و موهن بینگارند و ترویج کنند. بدین جهت است که ائمه اطهار مردان زندار را از آن منع کردهاند، ولى در عین حال براى آنکه اهمیت و ضرورت آن را مورد تأکید قرار دهند، با عقیده اهل سنت که سبب متروک شدن سنت نبوی(ص) گردیده است که به وضوح در روایات ائمه طاهرین(ع) به چشم میخورد.
امام صادق(ع) فرموده است: «یکى از موضوعاتى که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.»[46] با این حال امام کاظم(ع) على بن یقطین را بر این که دست به ازدواج موقت زده بود مورد عتاب قرار داده و فرموده است: «تو را با ازدواج موقت چه کار، در حالى که خداوند تو را از آن بینیاز کرده است.» و به دیگرى فرمود: «این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسرى از این کار بینیاز نکرده است.» کسى که داراى همسر است، فقط هنگامى میتواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد.»[47]
به هر حال، آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانونگذار از وضع و تشریع این قانون، و منظور ائمه اطهار(ع) از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانى و هواپرستى براى حیوان صفتان، یا وسیله بیچارگى براى عدهاى زنان اغفال شده و فرزندان بیسرپرست فراهم کند.[48]
منبع: http://www.al-shia.com/
* درآمدى بر شیعهشناسی؛ على ربانى گلپایگانی، صص: 282ـ295
پینوشتها:
31 . وسائل الشیعة: ج 14، ابواب المتعة، باب اول.
32 . مقصود این است که آنان کلمه «أجل مسمّی» را به عنوان تفسیر به هنگام قرائت آیه اضافه میکردند.
33 . تفسیر ابن کثیر: 2/244.
34 . مفاتیح الغیب: 10/51ـ52.
35 . سید شریف الدین عاملی، الفصول المهمة: ص 74ـ75.
36 . صحیح بخاری: 3/246، طبع بیروت، دارالمعرفة. صحیح مسلم: 2/1027، طبع بیروت، داراحیاء التراث العربی.
37 . صحیح مسلم: 2/1023.
38 . ر.ک: سید محسن امین نقض الوشیعة: ص 298ـ303؛ شرف الدین عاملی، مسائل فقهیة: ص 63ـ64؛ علامه امینى الغدیر: 6/2255، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء، اصل الشیعه و اصولها: ص 171.
39 . ابن الاثیر، النهایة: 2/488، کلمه شفی، ابن اثیر در معنى الاّ شفا گرفته است: الا قلیل من الناس.
40 . سید شرف الدین عاملی، الفصول المسلمة: ص 79.
41 . فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب: 10/52.
42 . همان: ص 54.
43 . اصل الشیعه و اصولها: ص 175ـ178.
44 . تفسیر المنار: 5/8.
45 . استاد مرتضى مطهری، نظام حقوق زن در اسلام: ص 67.
46 . نظام حقوق زن در اسلام: ص 82.
47 . همان.
48 . همان.

((کتاب حاضر ، در مورد خاطرات همفر ، جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی است . او دراین کتاب از مأموریتش به کشورهای مصر ، عراق ، ایران ، حجاز و استانبول مرکز خلافت( عثمانی ) و هدفش از این مأموریت که جمع آوری اطلاعات کافی به منظور جستجوی راههای درهم شکستن مسلمانان و نفوذ استعماری در ممالک اسلامی بود و از مسائلی که در این مأموریت برای او پیش می آید ، یاد می کند.))
برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید؛
چرا مذهب شیعه ، جعفری نامیده شد ؟ 


