[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

شیعه پاسخ میدهد

امکانات وبلاگ
   
نوشته های پیشین

لوگوی دوستان

نظرسنجی ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 65 ‍
بازدید این ماه : 5
بازدید امسال : 19398
بازدید کل : 26224
تعداد پست ها : 68

ازدواج موقت در اسلام [ دلایل ازدواج موقت ]

شیعه بر جواز ازدواج موقت (متعه) به چه دلایلى استناد می‏کند؟

  پاسخ

 

 پاسخ اول:

 

یکی از مشکلات مهم اجتماعى که تمام جوامع بشرى کم و بیش با آن روبه‏رو هستند، مشکل جنسى ـ خصوصاً در سطح نوجوانان و جوانان ـ است. این مشکل با بی‏بندوباری‏اى که اخیراً از راه‏هاى مختلف؛ مانند ماهواره، سی‏دی، ویدئو و نوارهاى مبتذل به وجود آمده، شدید شده دشمن با تمام قوا و با تهاجم همه‏جانبه فرهنگى به روح پاک جوانان و نوجوانان حمله کرده است.

 

حال چه باید کرد؟ از طرفى نمی‏توان جلو غرایز جنسى را با شدّت و خشونت گرفت و با آن مقابله کرد و از طرف دیگر بی‏بندوبارى نیز ضررها و خطرات عظیمى به دنبال داشته و جوان‏ها را بی‏ارداه و بی‏تقوا کرده و به انحطاط ورطه فساد کشانده است. علاوه بر این مشکل معیشتى هم بیداد می‏کند. پس راه حلّ این مشکل چیست؟

 

در ذیل به بررسى راه کارهاى ممکن می‏پردازیم و در میان آن‏ها به کارآمدترین آن‏ها اشاره خواهیم کرد:

 

این که جوانان را از هر راهى که ممکن است دعوت به آرامش و خاموش کردن آتش شهوت نماییم: اگرچه با جبر و خشونت باشد. روان‏شناسان و جامعه‏شناسان این راه کار را نمی‏پسندند، زیرا این رفتار باعث ضررهاى روانى و ناهنجاری‏هاى اجتماعی جبران‏ناپذیرى خواهد شد و چه بسا تا سر حدّ خودکشى یا جنون کشیده شود.

 

جوانان را به بی‏بندوبارى دعوت نموده و هر نوع معاشرت جنسى را آزاد بگذریم، همان‏گونه که برخى از دولت‏هاى شرقى و غربى این راه حلّ را پیش گرفته‏اند. ولى این راه حل نیز مانند راه حلّ قبلى مورد تأیید روان‏شناسان، جامعه‏شناسان و روان‏پزشکان نیست. این روش با ارزش‏هاى دینی، اخلاقى و انسانى سازگارى ندارد. بیماری‏هاى خطرناک ناشى از بی‏بندوبارى جنسى از قبیل ایدز و غیره که در روزگار کنونى جامعه بشرى را تهدید می‏کند به دنبال خواهد داشت.

 

جوانان را با همه مشکلات به سوى ازدواج دائم سوق داده و تشویق نماییم؛ اگرچه به ایجاد صندوق‏هاى خیریه یا اختصاص دادن بودجه‏هاى کلان براى این امر خیر نیاز باشد. ولی این راه حلّ نیز اگرچه بخشى از مشکل را حل می‏کند، اما نمی‏تواند فراگیر و اساسی باشد، زیرا تنها مشکل مالى نیست تا با کمک‏هاى مالى بخواهیم آن را جبران نماییم، بلکه مشکلات دیگری؛ مانند تحصیلات و غیره نیز وجود دارد.

 

فیلسوف معروف، دکتر برتراند راسل، یکى از مشکلات جنسى را این‏گونه به تصویر می‏کشاند: «سن ازدواج خودبه‏خود و به مرور زمان به تأخیر می‏افتد، زیرا دانشجو در هجده یا بیست‏سالگى موقع شکوفایى ذهن و رشد عقلى اوست که می‏تواند درس بخواند در حالى که این زمان درست شروع اوج شهوت یک جوان است. حال با در نظر گرفتن این مطلب که دروس و علوم تخصصى شده ـ که حق هم همین است وگرنه بشر به پیشرفت علم دست نیافته و از قافله تمدن بشرى عقب می‏ماند ـ چه باید کرد؟ آیا با مجبور کردن جوانان به ازدواج دائم با تحمیل مشکلات مختلف زندگى و جلوگیرى فیزیکى از بی‏بندوباری، مشکلات جوانان حلّ خواهد شد؟»

 

راه حلى که دکتر راسل پیشنهاد نموده و قرن‏ها قبل از آن، اسلام آن را مطرح کرده است همان پیشنهاد ازدواج موقّت است. منتها با حدود و شرایطى خاص، یعنى کسانى که می‏توانند ازدواج دائم کرده و بر مشکلات فائق آیند باید همین کار را انجام بدهند و کسانى که از این راه نمی‏توانند بر مشکلات متعدد آن غلبه کنند باید راه حلّى منطقی و شرعى براى آن‏ها اندیشیده شود تا با رفع نیاز جنسى از بی‏بندوبارى و هرج و مرج جنسى ـ که مشکلات فراوانى را براى جوامع بشرى اعم از دنیوى و اخروى فراهم کرده ـ جلوگیرى شود، این راه حلّ؛ ازدواج موقت نام دارد.

 

بعد از تبیین این راه حل، به بیان ادله شرعى آن پرداخته و موضوع را از چند جهت بررسی می‏نماییم:

 

1ـ بررسى ادله جواز ازدواج موقت در قرآن و روایات؛

 

2ـ بررسى نسخ یا عدم نسخ حکم ازدواج موقت؛

 

3ـ جایگاه صحابه و تابعین در بحث ازدواج موقت؛

 

4ـ پاسخ به برخى از اشکال‏ها.

 

ادله جواز ازدواج موقت

 

الف) دلیل قرآنی

 

قرآن کریم درباره ازدواج موقت می‏فرماید: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهِنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً)؛«از هر زنى که به طور مشروع کام گرفتید، آنچه را که در مقابل این کام‏جویى به عنوان مهر مقرّر داشته‏اید به او بپردازید».

 

این آیه مربوط به ازدواج موقت است، زیرا:

 

اولاً: در آیات قبل، حکم ازدواج دائمى و حکم مهر آن به روشنى بیان شده و تکرار آن بدون وجه است.

 

ثانیاً: در ازدواج دائمى به مجرد اجراى صیغه عقد ازدواج، مهر برعهده شوهر واجب می‏شود و پرداخت نصف آن قبل از آمیزش در صورت مطالبه همسر واجب است، در حالى که در این آیه وجوب آن بر استمتاع و کام‏جویى شوهر از همسرِ خویش مرتبت شده است.

 

احمدبن حنبل در مسند و ابوبکر جصاص در احکام القرآن و ابوبکر بیهقى در السنن الکبرى و قاضى بیضاوى در انوارالتنزیل و ابن‏کثیر در تفسیر القرآن الکریم و جلال‏الدین سیوطى در درّالمنثور و قاضى شوکانى در تفسیر فتح القدیر و شهاب‏الدین آلوسى در روح المعانى از جمله مؤیّدین نزول آیه در نکاح متعه هستند. لذا برخى از صحابه آیه را با تفسیرش این‏گونه تلاوت می‏نمودند: «فما استمتعتم به منهنّ ـ الى اجل مسمّى ـ فآتوهنّ أجورهنّ فریضة.»

 

ب) دلیل روایی

 

جابر می‏گوید: «ما در عهد رسول خدا(ص) و ابی‏بکر متعه می‏کردیم تا آن که عمر آن را نهى کرد.

 

ابن‏عباس می‏گوید: «همانا آیه متعه محکم است و نسخ نشده است.»

 

عمران‏بن حصین می‏گوید: «آیه متعه بر پیامبر(ص) نازل شد و آیه‏اى بعد از آن در نسخ متعه بر پیامبر نازل نگشت. رسول خدا ما را به آن امر نمود و لذا با وجود رسول خدا از متعه بهره می‏جستیم. رسول خدا از دنیا رفت در حالى که ما را از آن نهى نفرمود. تا آن که شخصى به رأى خود هرچه خواست گفت.»

 

تنها از ابن‏جریح هجده حدیث در حلّیت متعه رسیده است، تا چه رسد به بقیه راویان.

 

مسلم از جابربن عبدالله و سلمة بن الاکوع نقل می‏کند: منادى رسول خدا(ص) بر ما وارد شد و فرمود: رسول خدا به شما اذن داده که متعه کنید. در تعبیرى دیگر چنین آمده است: رسول خدا(ص) بر ما وارد شد و اذن داد که متعه کنیم.

 

مسلم در کتاب صحیح به سندش از ابی‏نضرة نقل می‏کند: ما نزد جابربن عبدالله بودیم که شخصى نزد او آمد و گفت: ابن‏عباس و ابن‏زبیر در متعةالنکاح و متعةالحجّ اختلاف نظر دارند. جابر در جواب فرمود: ما این دو نوع متعه را با رسول خدا(ص) انجام می‏دادیم، تا این که عمر از آن دو نهى کرد و ما دیگر انجام ندادیم.»

 

مسلم در صحیح از عروة بن الزبیر نقل می‏کند: عبدالله بن زبیر روزى در مکه در میان جمعی گفت: گروهى که خدا قلب‏هایشان را کور کرده همانند چشم‏هایشان به متعه فتوا می‏دهند (منظور او ابن‏عباس بود). ابن‏عباس جواب داد: تو از حق منحرفی، به جان خودم متعه در زمان رسول خدا انجام می‏شد. ابن‏الزبیر به او گفت: اگر راست می‏گویى انجام ده، به خدا سوگند! اگر انجام دهى تو را سنگسار می‏کنم.»

 

روایات بسیارى در مورد حلیت متعه در زمان رسول خدا و خلافت ابی‏بکر و قسمتى از خلافت عمربن خطاب وجود دارد که علامه سید جعفر مرتضى عاملى بیش از صد و ده روایت را به این مضمون از کتب اهل سنت نقل کرده است.

 

موارد اشتراک بین ازدواج دائم با متعه

 

ازدواج دائم و ازدواج موقت (متعه) در امورى با یکدیگر اشتراک دارند که در ذیل به پاره‏ای از آنها اشاره می‏نماییم:

 

1ـ عقدى مشتمل بر ایجاب و قبول باشد و مجرد تراضى و معاطات کافى نیست.

 

2ـ عقد باید به الفاظ خاصى از قبیل: زوجت، انکحت، متّعت باشد نه هر لفظی.

 

3ـ مانع شرعى از سبب و نسب یا رضاع غیر از آن موجود نباشد.

 

4ـ در حال حیض یا نفاس جماع ممنوع است.

 

5ـ با دخول احتیاج به عدّه است و بدون دخول یا در حالت یائسگى زن، احتیاج به عده نیست.

 

6ـ فرزند، ملحق به شوهر است؛ اگرچه عزل هم کرده باشد.

 

7ـ اولاد، ملحق به پدر و مادرند. لذا تمام آثار آن از قبیل: ارث و نفقه بر آنها مترتب می‏شود.

 

8ـ حضانت و احکام آن.

 

9ـ حرمت ازدواج با زن مشترک.

 

10ـ منتشر شدن حرمت به سبب دامادى و شیردادن.

 

11ـ احتیاج شروط عامه از قبیل: بلوغ، عقل، اختیار و مانند آن.

 

12ـ در زن باکره احتیاج به اذن ولیّ است.

 

فرضیه نسخ حکم ازدواج موقت در قرآن کریم

 

برخی، آیه: (وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ * إِلاّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ) را ناسخ آیه جواز و حلّیت متعه دانسته‏اند، به این صورت که در این آیه ارتباط مشروع زناشویى به دو مورد منحصر شده است: یکى ازدواج دائم، و دیگرى ملک یمین، و ازدواج موقت، خارج از این حکم است.

 

در پاسخ به این فریضه باید گفت که:

 اولاً: ازدواج موقت از نظر ماهیت با ازدواج دائمی تفاوتى ندارد؛ اگرچه در برخى از احکام نیز با هم اختلاف جزئى دارند.

 

ثانیاً: آیه مورد نظر از آیات مکّى است، در حالى که آیه مربوط به ازدواج موقت از آیات مدنی است. حکم ازدواج موقت به اجماع مسلمانان در مدینه نازل شده است، در حالى که ناسخ باید از نظر زمان بعد از منسوخ باشد.

 

برخى معتقدند که آیه متعه به آیه میراث نسخ شده است. فخر رازى می‏گوید: «اگر زن متعه همسر انسان است باید توراث بین زوج و زوجه برقرار باشد، زیرا خداوند متعال می‏فرماید: (وَ لَکُمْ نِصْفُ ما تَرَکَ أَزْواجَکُمْ)؛ نصف اموالى که همسران شما به جاى گذارده‏اند مال شماست. در حالى که به اتفاق، بین زن و شوهر در نکاح متعه توارث نیست.»

 

در جواب می‏گوییم:

 

اوّلاً: آیه میراث قبل از آیه متعه نازل شده است.

 

ثانیاً: مسئله عدم توارث نزد امامیه اجماعى نیست، بلکه برخى از علما قائل به ثبوت توارث‏اند، مگر این که عدم توارث را شرط کنند.

 

ثالثاً: اشکال‏کننده بین نسخ و تخصیص اشتباه کرده است؛ زیرا این آیه، ناسخ حکم متعه نیست، بلکه طبق قاعده، روایات متعه مخصّص است. یعنى آیه ارث، عام بوده و شامل تمام همسران؛ چه دائم و چه منقطع می‏شود، ولى این عموم به دلیلى که بر عدم ارث زن متعه دلالت دارد تخصیص می‏خورد.

 

رابعاً: عدم ارث دلیل بر عدم زوجیت نیست، همان‏طورى که زوجیت نیز دلیل بر لزوم ارث نمی‏باشد.

 

فرضیه نسخ در روایات

 

در برخى از روایات نیز وارد شده که پیامبر اکرم(ص) متعه را در فتح خیبر یا در تبوک و مانند آن منع کرده است.

 

درباره نسخ ازدواج موقت توسط روایات چند نکته را یادآور می‏شویم:

 

برخى روایات، این حکم را اختصاص به شرایط اضطرارى دانسته‏اند و با برطرف شدن آن شرایط، حکم مزبور نیز نسخ گردیده است.

 

در این صورت این سؤال مطرح می‏شود که احکام اضطرارى تابع شرایط اضطراری‏اند و شرایط اضطرارى به زمان پیامبر(ص) اختصاص ندارند.

 

در مقابل، روایات دیگرى هستند که بر بقاى حکم ازدواج موقت تا زمان نهى عمر دلالت دارد. این مطلب را مسلم‏بن حجاج به چند سند از جابربن عبدالله انصارى روایت کرده است.

 

با این که روایات نسخ بیان‏گر یک واقعه‏اند، ولى در آنها اختلاف و تعارض‏هاى بسیاری وجود دارد که موجب قدح و وهن آنها می‏گردد. در تاریخ اباحه و نسخ، اختلافات ذیل به چشم می‏خورد:

 

الف: سال فتح مکه. ب: سال فتح خیبر. ج: حجةالوداع. د: غزوه تبوک.

 

مقتضای این اقوال این است که یک حکم در فاصله چند سال، چند بار تشریع نسخ شده باشد. این روش نه در اسلام سابقه دارد و نه با علم و حکمت الهى سازگار است.

 

نکته قابل تأمل دیگر این که بسیارى از این روایات از سبرةبن معبد جهنى نقل شده است که در آن ماجراى ازدواج موقت به صورت‏هاى مختلف نقل شده است.

 

از ابن‏عباس روایت شده: «متعه رحمتى براى امّت محمّد(ص) بود و اگر نهى عمر نبود غیر از قلیلى از مردم به زنا روى نمی‏آوردند.»

 

فخر رازى و دیگران جمله مشهورى را از عمربن خطاب درباره تحریم متعه نقل کرده‏اند که گفت: «دو متعه در زمان رسول خدا(ص) حلال بود، ولى من آن دو را حرام می‏کنم و هر کسى آن دو را انجام دهد، عقوبت خواهم کرد: یکى متعه زنان و دیگرى متعه حج.»

 

گروهى امثال شافعى و اصحابش و اکثر اهل ظاهر؛ حتى ـ بنابر قولى ـ احمد بن حنبل بر این عقیده‏اند که سنت نمی‏تواند قرآن را نسخ نماید؛ اگرچه متواتر باشد.

 

ابن حازم همدانى می‏گوید: «جماعتى از متقدّمین و برخى از متأخرین قائل به منع نسخ قرآن به سنّت‏اند، همان‏گونه که خبر واحد نمی‏تواند خبر متواتر را نسخ نماید.»

 

ابو داود سجستانى می‏گوید: «از احمد بن حنبل سؤال شد که آیا حدیث و سنت، حاکم بر کتاب خدا است یا نه؟ او در جواب گفت: من جرأت نمی‏کنم که این‏گونه در حق قرآن سخن بگویم، ولى می‏توان گفت که سنت می‏تواند مفسر قرآن باشد، قرآن را تنها قرآن می‏تواند نسخ نماید.»

 

نسخ متعه به اجماع

 

قاضی عیاض می‏گوید: «بعد از عمل به متعه، اجماع جمیع علما بر تحریم آن قرار گرفت، مگر رافضی‏ها که قائل به بقاى حلیت آن هستند.»

 

نووی نیز در شرح صحیح مسلم می‏گوید: «بعد از عمل به متعه، اجماع جمیع علما بر حرمت آن تعلق گرفت، مگر روافض.»[24]

 

در جواب این استدلال می‏گوییم:

 

اوّلاً: اگر دلیل اهل سنت اجماع است، چرا به نص تمسک می‏کنند، زیرا در جاى خود به اثبات رسیده که تمسک به اجماع در موردى فایده‏بخش است که نصّ وجود نداشته باشد.

 

ثانیاً: طبق روایات صریح، متعه در زمان رسول خدا(ص) و ابی‏بکر و بخشى از خلاف عمر بن خطاب حلال بوده است.

 

ثالثاً: اهل سنت معتقدند که اجماع نه نسخ می‏شود و نه به سبب او حکمى نسخ می‏گردد.حال چگونه اجماع می‏تواندحکمى را که به کتاب و سنت ثابت شده نسخ کند.

 

رابعاً: در جاى خود گفته شده که اجماع اگر مدرک و مستند آن معلوم باشد باید رجوع به مدرک نمود، و به طور مستقل اعتبارى ندارد.

 

خامساً: اجماع بعد از خلاف نمی‏تواند خلاف سابق را برطرف سازد و شکى نیست که بین صحابه در مسئله حرمت نکاح متعه اختلاف بوده است.

 

سادساً: ادعاى اجماع بر تحریم نکاح متعه صحیح نیست، زیرا کثیرى از صحابه و تابعین و دیگران؛ مثل اهل مکه، یمن و اکثر اهل کوفه قائل به استمرار حکم اباحه نکاح متعه بوده‏اند.

 

موقف صحابه و تابعین در قبال ازدواج موقت

 

جماعتی از صحابه و تابعین که قائل به حلّیت متعه و عدم نسخ آن بوده‏اند عبارت‏اند از:

 

عمران‏بن حصین، عبدالله بن عمر، سلمةبن امیه، معبد بن امیه، زبیر بن عوام، خالد بن مهاجر، ابى بن کعب، ربیعة بن امیه، سمرة بن جندب، سدیّ، مجاهد، ابن اوس مدنی، انس بن مالک، معاویة بن ابی‏سفیان، ابن جریح، نافع، صبیب بن ابى ثابت، حکم بن عتیبه، جابر بن زید، براء بن عازب، سهل بن سعد، مغیرة بن شعبه، سلمة بن اکوع، زید بن ثابت، خالد بن عبدالله انصاری، یعلى بن امیّه، صفوان بن امیه، عمرو بن حوشب، عمرو بن دینار، ابن جریر، سعید بن حبیب، ابراهیم نخعی، حسن بصری، ابن مسیب، أعمش، ربیع بن میسره، ابی‏الزهرى مطرف، مالک بن انس، احمد بن حنبل (در برخى از حالات) و ابو حنیفه در (بعضى موارد).

 

پاسخ به شبهات

 

مخالفان ازدواج موقت شبهاتى را مطرح کرده‏اند که غالباً ناشى از نداشتن تصویر و آگاهى صحیح از ازدواج موقت یا برخى پیش‏داوری‏ها و ذهنیت‏هاى اشتباه در این باره است. در این جا به برخى شبهات مطرح شده پاسخ می‏دهیم.

 

سوال: هدف از ازدواج، تشکیل خانواده و تولید نسل است، این هدف در ازدواج دائمى حاصل می‏گردد، نه ازدواج موقت که هدف از آن ارضاى غریزه جنسى است.

 

جواب: شکى نیست که یکى از اهداف حکیمانه ازدواج، تولید نسل و تشکیل نهاد خانواده است، ولى این یگانه هدف ازدواج محسوب نمی‏شود، ارضاى غریزه جنسى از طریق مشروع و جلوگیرى از انحراف و فساد در جامعه بشرى و تأمین بهداشت روان و سلامت اخلاقى نیز از اهداف مهم ازدواج موقت است. هرگاه شرایط ازدواج دائم به هیچ‏عنوان فراهم نیست، ازدواج موقّت یگانه راه معقول و مشروع آن خواهد بود. علاوه بر این چه بسا افرادی که به انگیزه توالد و تناسل نیز اقدام به ازدواج موقّت می‏کنند.

 

در پایان لازم به ذکر است که ازدواج موقت نباید مانند قانون تعدد زوجات و نظایر آن، توسط برخى از مردان مورد سوء استفاده قرار بگیرد.

به هر حال این سوءاستفاده از ازدواج موقّت، سوژه‏‏اى به دست مخالفان داده است تا آن را به عنوان امرى مستهجن و موهن به شمار آورند. امام صادق(ع) با آن که می‏فرماید: «یکى از موضوعاتى که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.»[29] ولی امام کاظم (ع) علی‏بن یقطین را بر این که دست به ازدواج موقّت زده مورد عتاب قرار داده و می‏فرماید: «تو را با ازدواج موقّت چه کار؟ در حالى که خداوند تو را از آن بی‏نیاز کرده است.» و به دیگرى فرمود: «این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسرى از این کار بی‏نیاز نکرده است.»

بنابراین هرگز مقصود قانون‏گذار از تشریع این قانون این نبوده است که وسیله‏اى براى هوسرانی و هواپرستى حیوان‏صفتان یا وسیله بیچارگى عده‏اى زنان اغفال شده و فرزندان بی‏سرپرست فراهم شود، بلکه هدف از آن جلوگیرى از فسادهاى اجتماعى و ناهنجاری‏های جامعه می‏باشد.

* شیعه‏شناسى و پاسخ به شبهات؛ على اصغر رضوانی، ج 2، صص: 170ـ180

منبع: http://www.al-shia.com/


لیست صفحات :: 1
بازم به وبلاگ خودتون سر بزنید تا با هم از عصاره های هستی یعنی اهل بیت علیهم السلام بخونیم