[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

شیعه پاسخ میدهد

امکانات وبلاگ
   
نوشته های پیشین

لوگوی دوستان

نظرسنجی ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 24
بازدید دیروز : 65 ‍
بازدید این ماه : 24
بازدید امسال : 19417
بازدید کل : 26243
تعداد پست ها : 68

ادامه پاسخ به سری شبهات فرق دین با مذهب [ پاسخ به شبهات متعدد یک سلفی با ایات قران و برهان قسمت 2 ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه پاسخ به سری شبهات فرق دین با مذهب

    خوب سری قبل به این قسمت رسیدیم و تا به اینجا به شبهات پاسخ دادیم .و حال ادامه:

    شما گفتید که:

             4 >دردین کسی حق فتوی و رای وصدورحکم وقانون نداردوصدور حکم و  قانون مخصوص الله است(ان الحکم الالله/یوسف67) ولی در مذهب هر  امام و مجتهدو ملایی حق رای دارد.

جواب: بلی درست است که (ان الحکم الا لله) و اتفاقا  خود خداوند به رجوع به اهل فن حکم کرده است برای مثال آیا در قران نخوانده ای که: واذاجائهم امر من امن او الخوف اذاعوا به و لو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم.(نسا ایه 83)

یعنی: و هنگامی که به انها خبری از امنیت یا وحشت میرسد انرا منتشر میکنند و اگر امر را به رسول و اولی الامر ارجاع دهند کسانی از انها که اهل استنباطند انرا در مییابند(میدانند چه کنند).

در این ایه خداوند امر استنباط در امور را به اهلش ارجاع میدهد همچنین در ایات فراوانی داریم که خداوند امور را به رسول و اولی الامر ارجاع میدهد.(فردوه الی الله و الی الرسول) و یا :(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم) که رسول اکرم در حدیثی معروف به نام جابر اولی الامر را یک به یک نام میبرد که انان فرزندان علی ابن ابی طالب علیه السلام تا 10 پشت میباشند که با توجه به غیبت اخرین ایشان به نام مهدی موعود علیه السلام که پس از 5 سال زندگی بین مردم بدستور خداوند به غیبت صغری رفتند و 69 سال با نایبان خاص چهار گانه خود به نقل تاریخ با مردم مرتبط بودند و سپس به غیبتی تا بحال ر فتند اکنون ضمام رهبری جامعه اسلامی با توجه به دستور شخص حضرت به دست عالمان دینی و راویان مورد اعتماد حدیث سپرده شده که این امری طبیعی است زیرا هم اکنون علمای اهل سنت هم اجتهاد میکنند و فتوا صادر میکنند و این موضوع در زمان خلافت پس از رسول اکرم صلی الله علیه و اله هم بوده است و تازگی ندارد و ایراد شما بنا بر این وارد به فتاوی ابو بکر و عمر و عثمان و ... تا به علمای اهل سنت اکنون هم میشود.و در ضمن اینکه هر ملایی حق فتوا ندارد و یک مجتهد پس ازصرف حدود 30 الی 50 سال از عمر خود در راه تحصیل معارف دینی چنین اجازه ای با شرایط خاص و محدود می یابد.

شما در ادامه گفتیدکه:

 

              

 

              5>دردین الله.احکام آن تغییروتبدیل نداردو حلال محمدص حلال الی یوم القیامه ولی درمذهب هرسال فتوی و حکم عوض میشودو به وفات مجتهد احکام اواز اعتبارساقط میگردد

 

 جواب:

این احکام که به قول شما در حال تغییر است اینگونه نیست یعنی ما دو گونه احکام داریم اولیه و ثانویه. اولیه ان است که حکم اساسی است و مانند قانون اساسی یک کشوراست و انچه از احکام قابل تغییر است احکام ثانویه است که مانند قوانینی که در مجلس یک کشور هر روز به تصویب میرسد باید مطابق بر قانون اساسی یعنی در اینجا همان احکام اولیه باشد برای مثال اگر در 10 سال پیش چیزی به نام اینترنت وجود نداشته و در این دوره بوجود امده وظیفه فردعامی که در احکام الهی سر رشته ندارد چیست و از کجا باید بداند استفاده از ان حلال است یا حرام ؟ و این مجتهد است که با توجه به احکام اولیه و قانون اساسی اسلام حرمت یا ازادی شرعی انرا اعلام میکند و یا مثلا اگر شطرنج در 100 سال پیش الت قمار بوده این مجتهد است که تشخیص میدهد که ایا الان نیز جزء الت قمار است یا نه و استفاده ازان ایراد دارد یا نه. وچون احکام باید به روز شوند در نتیجه مرجع تقلید نیز باید زنده باشد و از احکام روز اگاه.

 

شما ادامه دادید که:

   ۶>دردین بایدهمواره دایما اولی الامری میان مردم مجری احکام الله باشدولی درمذهب ممکن است اولی الامری هزاران سال غایب و از دسترس مردم خارج باشد

-جواب این مورد را  باید مفصلا بررسی کنیم اما در مورد شماره 4 اشاره مختصری به جواب شد و طالبان جواب کامل پیرامون مهدویت به وبلاگ  WWW.GOLENARGES.PARSIBOX.COMمراجعه کنند

 

شما ادامه دادید که:

 

7>دردین اسلام فقط قران سندومدرک است و پیروانش باید آنرادرک کرده و میزان قراردهندولی درمذهب صدها کتاب دیگرمدرک وسنداست

جواب:

اولا همانطور که گفتیم و شما هم گفتید خداوند فرموده: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. پس اگر فعلا نقش عقل و اجماع را هم در استنباط احکام الهی را در نظر نگیریم به حکم این ایه قران و رسول و اولی الامر (یا به عبارتی کتاب و سنت) معیار ما هستند نه فقط قران تنها.

ثانیا صد ها کتاب دیگر اگر مدرک قرار میگیرند به خاطراین است که به قران و سنت استناد کردند واز خود حرفی را در نیاورده اند .

 

شما ادامه دادید که:

 

8>دردین اسلام بحکم آیه  لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ (النسا/165) پس از انبیاکس دیگری حجت نیست ولی درمذهب هرامامی حجت و هر ملایی حجت الاسلام  است.

جواب:

خوب کار ما را در این قسمت خیلی راحت کردید چون بدون استدلالی بر اساس و اصل ترجمه شما ایراد وارد است.یعنی ترجمه این ایه این نیست که شما گفتید: پس از انبیا کس دیگری  حجت نیست بلکه براحتی قابل فهم است که معنی ایه این است که:تا حجت بر مردم بعد از پیامبران تمام شود.(حجتی(بهانه ای) برای انان پس از انذار پیامبران باقی نماند). و اینجا همان جایی است که گفتم با هر حربه ای قصد اغفال عوام را دارید که با ترجمه غلط معنی دلخواهی از ایه برداشت میکنید.!

 

شما ادامه دادید که:

 

9>دردین اسلام بحکم ایه74 سوره فرقان (وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا)هرکسی میتواند باکسب علم وعمل امام المتقین گرددولی درمذهب امام منحصربه چند نفری است که اهل مذهب معین کنند

جواب :

اولا که معلومه خودتون هم با خودتون درگیری دارید چون حرف چند خط پیش خودتونو نقض کردید: شما در مورد 4 گفتید که:

دردین کسی حق فتوی و رای وصدورحکم وقانون نداردوصدور حکم و قانون مخصوص الله است(ان الحکم الالله/یوسف67) ولی در مذهب هر امام و مجتهدو ملایی حق رای دارد.

 

ودر مورد 9 میگید:

 

هرکسی میتواند باکسب علم وعمل امام المتقین گردد

 

بالاخره معلوم نشد که با کسب علم و عمل میتوان امام شد و حق فتوی پیدا کرد یا نه؟

 

ثانیا مگر در ایه 124سوره بقره نخواندی که : واذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین.

در این ایه تقاضای حضرت ابراهیم برای امام شدن فرزندان ابراهیم  مورد قبول واقع نشد و خدا فرمود پیمان من به ظالمان نمیرسد.که منظور از ظلم در این ایه ظلم در حق نفس(گناه) را هم شامل میشود( قالا ربنا ظلمنا انفسنا ...اعراف ایه 23)حتی اگر این ظلم یک بار در عمر باشد

باید به این نکته توجه کرد که امامت در این ایه که به هر کس نمیرسد همان امامت یا رهبری است ولی امام المتقین که شما میگویی را میتوان به مردم عوام نیز گسترش داد و گفت هر فرد پاکی در درجه خود امام (راهنما و رهنمود کننده) مردم است که این چیز غیر قابل قبولی نیست. دلیل بر این حرف این  که در همان سوره فرقان ایه ای را که شما گفتید شرح حال عده ای است که از ایه 70 شروع میشود و در ایه 71 میفرماید: ومن تاب و عمل صالحا فانه یتوب الی الله متابا . و الذین لا یشهدون ....

منظور اینکه کسانی که گناه مرتکب شدند و حال توبه کردند از خداوند در خواست امام شدن دارند که این امامت به نظر می اید که امامت ایه 124 بقره(رهبری) نباشد زیرا سعادت ان امامت با یک بار ظلم در حق نفس  از انسان گرفته میشد.

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در جمعه 4 آبان 1386 توسط کاظم شیعه
لینک ثابت | نظرات [4] | Rss

لیست صفحات :: 1
بازم به وبلاگ خودتون سر بزنید تا با هم از عصاره های هستی یعنی اهل بیت علیهم السلام بخونیم